تبليغاتX
مهر نوشته

 

روزهای دلگیرِ روزه ی تنهایی...

روزهای پر از برفِ دیوانه ای که شرق را خفه کرده و در غرب اصفهانی است.

روزهای بدون حرف و بحث و تکرارجمله ی : آره خوب، تو راست میگی!

روزهای: - منظورت چیه؟ چی گفتی؟ - هیچی!...

روزهای دنیای غریبِ اشک اش دم مشک اشه!  

روزهای کشدار خودسازی...

روزهای: تا اطلاع ثانوی حوصله ی هیشکی رو ندارم. حتی شما دوست عزیز!

+ نوشته شده در جمعه 29 آذر1387ساعت 1:52 توسط مهر |

"چه بگویم؟ سخنی نیست

می وزد از سر امید نسیمی

لیک تا زمزمه ای ساز کند

در همه خلوت صحرا

به رهش نار و نی ای نیست"

یک پنجره نورگیر باز پرده ای که با وزش ملایم باد در هوا پیچ و تاب میخورد، صدای بلند موسیقی که تماما نوستالژی است، کارهای سامان گرفته، قهوه ی شیرین جاکوبز اصل، آرشیو مجله پخش و پلا وسط اتاق، میز پر از لیوان های چای و آب و قهوه و...، کتاب های نامنظمی که دارند از سر و کول هم بالا میروند و...، و تو که وسط همه ی این ها  وول می خوری!...

به معجزه ایمان می آوری در این اوضاع... با همین اندک ها... با همین اندک ها!  

«هم ترانه یاد من باش... عاشقانه یاد من باش! تا ابد تا ته دنیا، تا همیشه یاد من باش...»

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 آذر1387ساعت 13:20 توسط مهر |

خوب، واقعیت همین است! بعضی ها را دوست نداری. چون دایم دارند ضربه فنی ات میکنند. دوست دارند حالت را بگیرند. حتی دست خودشان هم نیست. این طوری حال میکنند. بله خوب! میتوانند!!! چه اهمیتی دارد چرا دوست دارند؟ چرا در دیدارهایتان مدام به این فکر میکنند که چه طور میتوانند عقده های فرو خورده شان را سرت خالی کنند؟ تمام نکاتی که همواره از حسادت خفه شان کرده را به هر ترفندی به رخت بکشند. این ها مهم نیست و تو نمیتوانی کاری برایش بکنی. فقط می توانی این دیدارهای سه ماه یکبار را شش ماه یکبارکنی! اگر جایی هم دیدی شان، سرت را بالا بگیری و آسمان را نگاه کنی و سوت بزنی! تو نمیتوانی حرفت را بزنی. نمیتوانی بگویی من میدانم که تو داری دروغ می گویی. نمیتوانی بگویی میدانی که دارد مزخرف میگوید! بالاخره هر کی کاری را نمیتواند انجام دهد... شاید هم حق دارند. این همه تقلا میکنند بلکه حسادت تو را  تحریک کنند و برتری خودشان را نسبت به تو به رخت بکشند، ولی مدام با قیافه ی خواب آلود و بی خیال تو مواجه میشوند. انگار داری داستان یکی از فیلم های امپرسیونیستی فرانسه (دوران صامت منظورم است ها!) را گوش میدهی! خنده ام میگیرد وقتی میبینم سرخ شده! خدایی خنده دار هم هست...گویا این هم به جای حاضر جوابی تریپ ما است!

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 آذر1387ساعت 23:28 توسط مهر |

به من فرصت بده باز از سر نو دچار تو گرفتار تو باشم

+ نوشته شده در یکشنبه 3 آذر1387ساعت 22:7 توسط مهر |