تبليغاتX
مهر نوشته
خیلی خوبه که بازیگری مثل « سیامک صفری» وجود داره و تو میتونی طعم واقعی دوست داشتن و طرفدار یک بازیگر بودن را درک کنی.

  رمولوس کبیر تئاتر خوبی بود.

+ نوشته شده در شنبه 25 مهر1388ساعت 10:14 توسط مهر |

هم از سکوت گریزانُ هم از صدا بیزار

چنین چرا دلتنگم، چنین چرا بیزار

زمین از آمدن برف تازه خشنود است

من از شلوغی بسیار رد پا بیزار

قدم زدم، ریه هایم از هوا پر شد

قدم زدم، ریه هایم شد از هوا بیزار

اگر چه می گذریم از کنار هم آرام

شما من متنفر، من از شما بیزار

تمام خانه سکوت و تمام شهر صدا است

از این سکوت گریزان، از آن صدا بیزار

"فاضل نظری"  

شاید همه قسمت های این شعر زبان حالم نباشد، ولی بیزار هایش بدجوری وصف حال است!

+ نوشته شده در دوشنبه 20 مهر1388ساعت 12:51 توسط مهر |

اگر قرار باشد به طرف هر سگی که پارس می کند سنگی پرتاب کنی، هرگز به مقصد نمی رسی!

(لارنس استرن)

این را نوشته ام و زده ام جلوی میزم تا همیشه جلوی چشمم باشد.

+ نوشته شده در شنبه 11 مهر1388ساعت 1:35 توسط مهر |

دنیا جای دوست داشتنی نیست. این را مدت هاست می دانم. این روزها دنیا بیشتر از قبل سعی می کند منفور باشد. با آدم های عجیب و غریب اش و رفتارهای نفرت انگیز و اتفاقاتی که روز به روز ناراحت کننده تر می شوند. سرت را که از پنجره خانه ات بیرون کنی تناقضات ریز و درشت جلوی صورتت رژه می روند و انگار بهت پوزخندی شیطانی می زنند.

خوب! با این اوصاف دنیا نباید هم جای دوست داشتنی باشد. اما بعضی جاها هست که دنیا از آنجا دوست داشتنی است! من امروز و بعد از مدت های زیاد، جایی بودم که دنیا را از آنجا دوست داشتم.

بخش نوزادان...

نرگس کوچولوی دوست داشتنی! از تو ممنونم که با آن هیکل نیم وجبی ات برای ما آدم بزرگ ها کاری کردی! از تو ممنونم... جرقه ای که تو با آن چشم های پف کرده ات در دل ما زدی، هیچ کس نمی توانست بزند. جوجه ی فسقلی! به دنیا خوش آمدی...

+ نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 2:5 توسط مهر |